... پنج شنبه من و رادین و بابا ...
به نام خالق روزهای قشنگ هفته پنجشنبه ، من و رادین و بابا ٢٣/٠٨/١٣٩١ یه پنجشنبه دیگه است و من و رادین و بابایی در کنار همدیگه، می خوایم یه روز خوب و شاد رو تجربه کنیم ... هر چند که تو این چند هفته کلاس های نظام مهندسی بابایی نذاشته که ما با هم باشیم ، اما امروز رو هر سه تایی تصمیم داریم خوش بگذرونیم ... با بیدار شدن عزیز دلم ، طبق معمول من و بابا هم بیدار شدیم ... اما بابایی دلش می خواست بازم بخوابه و واسه همین و پسرم اومدیم تا صبحانه رو حاضر کنیم تا بابایی یه کوچولو دیگه بخوابه ولی مگه شیطون...








